خرید بک لینک

دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر که گرفت با تو پیوند...

#سعدی_لعنتی

برچسب: مقصد,مقصود,تویی, نویسنده: باران زمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 22:06

این روزها اینقدر استرس دارم که بعضی وقتها فکر میکنم الآنه که ناخودآگاه سرمو به دیوار بکوبم. هر چیزی که فکرشو بکنید ذهنـم رو یهجوری مغشوش میکنه. اینکه فقط 336 روز مونده تا آخر دنیا، اینکه فعلا اتاق شخصیم در دست تعمیره و دارم توی اتاق خواهرم زندگی میکنم، استرس از دست دادن که هجده ساله شبانهروز دن

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

شعر کامل یا حداقل مصرع دوم این بیت رو اگه دارید لطف کنید :)

"غربت آن است که با جمعی و جانانـت نیست"

در سرتاسر مجازی به نام حضرت ثبت شده ولی از چند نفر پرسیدم و گفتند از مولانا نیست!

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

این پادکست خیلی عالی بود! البته همه شنیدید تا الآن، چون احتمالا مثل ویروس در تمام بیان پخش شده! ولی منم خواستم وبلاگم رو بهش مزیّن کنم :) به شخصه دو بار گوش دادم و بنظرم اینقدر خوب نوشته شده و بهتر از اون بیان میشه که جای هیچ نقدی باقی نمیمونه! این دو نفر (میرزا و پرتقال) فوق العادهاند :)

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 19:35

مدتی پیش تمام شدند. هانا و داستان با هم. شاید داستان ناراحتکننده، دردناک، دلخراش و کشنده بود. شاید پای این داستان 13 ساعت خون دل خوردم و ساعتـهای دیگر را هم به این فکر کردم که "چرا؟". شاید الآن دلم میخواهد پنجره را باز کنم و بلند فریاد بکشم. شاید دلـم میخواهد یک نفر کنارم بنشیند و دوباره و دوبار

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 5:53

این آهنگ را وقت نیمهشب. در اتاق تاریک و تنها. با ذهن خالی. خالیِ خالی. با هدفون. یا هندزفری. ترجیحا در بالاترین حجم صدا. گوش کنید. هر چه دیدید. یا شنیدید. یا استشمام کردید. یا لمس کردید،،، کامنت کنید. اگر دریا شنیدید بگویید. اگر صدای ماشین زباله هم شنیدید بگویید. اگر تلی از کثافت دیدید بگویید. اگر

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 5:53

دفتر سبز رنگی دارم که فقط خودم نخواندهام. من فقط نوشتهام. اما هر کسی دیده، فارغ از یادداشت ملتمسانهی "نخوانید" در صفحهی اول، خوانده. تا هر جا که وقت کرده. یا تا هر جا که حوصله داشته. پارسال دو نفر دزدیده بودنش. بعدا کاشف به عمل آمدم و گفتم گورتان را از زندگیام گم کنید. بعدها یکی شد عزیزترین و ی

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 5:53

صفحه بندی